مقدمه
افسانه «سر گوين و پهلوان سبز» (Sir Gawain and the Green Knight) از قطعات معروف مجموعه داستان هاى آرتورشاه و دلاوران ميزگرد است. اين مجموعه داستان ها در قرون ١١ تا ١٥ ميلادى در تمام اروپا معروف و محبوب بودند و به زبان هاى فرانسه، آلمانى ميانه، انگليسى ميانه، و لاتين داستان هايى با تم آرتورى در دست است. به غير از داستان خود آرتور و پايتختش در كملوت، افسانه هاى پهلوان لنسلوت و عشق او به «گِنِور» همسر آرتور، داستان پارسيوال، و داستان سرگوين از جمله معروف ترين اين داستان ها هستند.
با توجه به اين كه ادبيات اروپاى قرون وسطى در فارسى چندان قابل دسترس نيست، و اگر هم باشد متون داستانى و حماسى اى نظير سر گوين اكثراً مورد توجه قرار نمى گيرند، تصميم گرفتم اين متن را كم كم ترجمه كنم و در اين وبلاگ قرار دهم. شايد در آينده كار به انتشارش هم بكشد...
سعى مى كنم براى مفاهيم خاص يا اعلام مخصوص، پانوشته هايى تهيه كنم كه فهم متن را آسانتر كند. فعلاً توضيح اين كه لقب «سر» را هرچند كه مى شد با «جناب، عالى جناب، يا آقا» ترجمه كرد، اما چون لقب احترامى خاصى است كه با وجود استفاده متفاوتش در انگليسى امروز، در فارسى به عنوان يك لقب شناخته شده است، با همان «سر» ترجمه كردم. پهلوان را معادل انگليسى knight or knicht آوردم. هرچند كه در فارسى معادل فرانسوى اين لقب، به صورت شواليه، شناخته شده است، اما به نظرم آمد استفاده از شواليه كمى ثقيل است. با اندكى اغماض شايد بشود پهلوان را بدين معنى جا انداخت.
No comments:
Post a Comment